X
تبلیغات
**خودم تنها،تنها دلم**

عشق پاک

 

عشق پاك

عشق پاک

نه هوس نه ابتذال

رازهای ناگفته ی عشق

تقدیم به عشق های پاک و عاشقان واله سینه چاک‌‌

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند و پروانه وار

بر دایره ی مشعشع شمع عشق تا ابدیت وصال می گردند.

 

برای دیدن متن این کتاب بی نظیر به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط تنهاترین تنها **محمد** در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 ساعت 12:36 موضوع | لینک ثابت


سپردمت دست خدا!!

 

کلافه

 

برو اگه میخوای بری ،
دلت نسوزه واسه من !!
اینجوری که کلافه ای
بد تره خب ، دل رو بکن !!
بکن دل و از این همه خاطره های روی آب
فکر کن ندیدی ما همو حتی یه بارم توی خواب
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من !!
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دل بکن ..
من که نمی میرم ،اگه بخوای تو از اینجا بری
چون میدونستم که تو از اول راه مســـافری !!
شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم
راحت برو یه قطره هم گریه نداره چشم من
اشکاشو پشت پای تو ، میخواد بریزه دلو بکن
شاید نفهمیدی که من بی اونکه تو چیزی بگی
سپردمت دست خــدا ، که بی خدافظی نری
غصه ی راهمو نخور ، شاید همینجا بمونم
شاید به مقصد رسیدم خودم فقط نمیدونم

 

 


 

نوشته شده توسط تنهاترین تنها **محمد** در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 ساعت 12:35 موضوع | لینک ثابت


دیگه رفته...


دیگه رفته 

 

اونی که از همه شیرین تره رفته

جای خالیش تو خونه سبز شده رفته

اونی که از همه بهتر واسه من بود

منو تنها با خودم گذاشته رفته

ديگه رفته،ديگه رفته،ديگه رفته...

اونی که اسمش تو قلب من نوشته

واسه هرچی خاطرست مثل فرشته

اوني که بهارعشق و با خودش داشت

مث پاییز اومد و با برگا رفته

ديگه رفته،ديگه رفته،ديگه رفته...

اونی که مثل فرشته واسه من عشق و نوشته

واسه یادای گذشته...جای شیرینی گذاشته

ديگه رفته،ديگه رفته،ديگه رفته...

دیگه دل رو به تو آسون...شده قلبی که هراسون

نمی دم من نمی دم من نمیشم از عشقت افسون

                                            نمیشم از عشقت افسون

دیگه چشمام و به خورشید و نگاهی به هرامید

نمی دم من نمی دم نمی شم صبحی که تابید

                                            نمی شم صبحی که تابید

اونی که مثل فرشته واسه من عشق و نوشته

واسه یادای گذشته جای شیرینی گذاشته

دیگه رفته دیگه رفته دیگه رفته...............................

 


 

نوشته شده توسط تنهاترین تنها **محمد** در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 ساعت 12:22 موضوع | لینک ثابت


برو دیونه!!!!


برو دیونه

 

با لبات قهرم با چشات قهرم

نگام نکن با نگات قهرم

عاشقت بودم نفهميدی

هی بهت گفتم هی تو خنديدی

زخم زبونت به دلم نشست

سنگ عاشقات سرمو شکست

يادمه يه روز مست و مستونه

داد زدم بيا بيرون از خونه

سنگ آخر و تو به من بزن

خنديدی گفتی  ...  برو ديوونه !

 

وقتی که عشقو ديدی تو نگام

وقتی که اسمت اومد رو لبام

داد زدم يه روز توی کوچه ها

اينو بدونين همسايه ها

من ديگه دارم می ميرم براش

خنديدی گفتی عاشقم نباش !



 

نوشته شده توسط تنهاترین تنها **محمد** در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 ساعت 12:22 موضوع | لینک ثابت